زندگی دو چیز است:
مرگ ارزو
ارزوی مرگ
هر صبح طلوعی است بر انتظار فرداهای من
قاصدک خوش خبرم روزهاست نیامدی
ومن از پشت پنجره ی تنهایی تورا می خوانم و خاطراتت را
و خواهم ماند در انتظار تو ................
چرا نوشتم در برگ گل تنهاایم را برایت نمیدانم
روزی خواهی امد
گویا نمی مانم خندان برای ورودت ای عشق
کاشکی خدا سه تا چیز رو نمی آفرید...
عشق...
غرور...
دروغ..
چون اگه عشق نبود آدم از روی غرور دروغ نمیگفت 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 15:4  توسط بابک
|
