تبليغاتX
محکوم به قاضی بودنیم -

محکوم به قاضی بودنیم

با قضاوت کردن در باره هم فرصت دوست داشتن همدیگرو رو از دست دادیم...

پرده اول:

مرد وارد اتاق میشهو اسلحشو روی میز توالت میذاره

خانم جوونی با لبخند بهش زل زده

مرد:عزیزم مواظب باش به اون اسلحه دست نزنی .پره

خانم جوان:خودت میخوای زنتو بکشی؟

مرد:نه.خیلی خطرناکه..باید بسپرمش به یکی دیگه...

خانم جوان:خوب بسپرش به من

مرد (با خنده بلند):آخه کدوم آدم عاقلی یه زنو واسه آدم کشتن اجیر میکنه؟

خانم جوان(در حالی که دستش روی ماشست):زن تو

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط بابک  |