تبليغاتX
محکوم به قاضی بودنیم -

محکوم به قاضی بودنیم

با قضاوت کردن در باره هم فرصت دوست داشتن همدیگرو رو از دست دادیم...

بالاخره نتیجه کنکورم اومد...
اون چیزی که انتظارشو داشتم نشد اما ای...
بدک نشد...
احتمالا همین دانشگاهی که هستمو بزنم....
ا لبته اگه کارای مقالم درست بشه و بتونم چاپش کنم میرم خارج ادامه تحصیل ...
با این که دیگه دوست ندارم اینجا بمونم...اما انگار اشک و لبخندام با عشق وسنگک گره خورده...
از  گوشه به گوشش خاطرات خوب وبد زیادی دارم....
 اونجا که بودم عشق رو تجربه کردم...
همینطور نفرت و جدایی رو...
نا سلامتی چهار سال هم توش درس خوندم هم زندگی کردم...
هم طلوع آفتاب رو توش دیدم هم غروبشو....
آلمانیا یه ضرب المثل دارن که میگه
اگه تونستی طلوع و غروب رو از یه جا   ببینی دیگه اونجا فراموشش نمیکنی

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 16:8  توسط بابک  |